من و دل دیوانه

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

اجازتم فرما آقا جانم

 

 

سلام آقا جانم

امید دارم که پرده از رخ بنمایی ، عزیزدل و بیایی

که دلهایمان پر از غم و اندوه تنهایی و بیگانگی است .

تنهایی در روزها و شبها ی بی تو

بیگانگی با طلوع آقتاب بی تو

در تنهایی شنیدن صدای تاپ تاپ دلم که از پنجشنبه شروع می شود و به پنجره چشمانم که انتظار را تفسیر می کند ختم می شود

و

احساس غربتی که درغروب های جمعه به دلم می نشیند

غروب جمعه ای که می دانم دیگر تو نامه ناشایست کردارم را در طول هفته دیده ای و عرق شرمی که بر چهره من و چین اندوهی که بر پیشانی زیبای تو می نشیند

 

آقا جان مهربانم

بارها شده از اینکه شیعه  ام و شیعه بدینا آمده ام و نامم در لوح محفوظ الهی به نام شیعه علی ثبت گردیده به خود می بالم و چنان از شوق سرمست می شوم که بر بالهای سپید خیال می نشینم و به پرواز در می آیم و هم بال فرشتگان دست افشانی می کنم و تا خورشید می رقصم .

اما ،

دمی بعد حس عجیبی مرا در برمی گیرد که من تنها شیعه زاده هستی و نامم شیعه است و عملم فرسنگها با عمل علی دور است ، من کجا و اخلاص علی ، من کجا و عبادت علی ، من کجا و عاشقانه های علی در دل نخلستان و ژرفنای چاه ، من کجا و چشمان گریان علی و دیده گان مهربانی که کودکان را نوازش مهر می کرد و بر غم نداری مسکینان  اشک می ریخت و در جهالت نادانانِ مُهر پیشانی ِ شب زنده دار ِ حافظ قرآن خوارجی ، خون گریه می کرد . من کجا و علم علی که فریاد سلونی قبل ان تفقدونی او را تاریخ فریاد می کند و هم اینک ما می شنویم ، من کجا و حلم علی که خدوی دشمن صبرو اخلاصش را توأماً آزمود ، من کجا و گامهای علی که تنها برای حضرت دوست بود وگامهای من که تنها برای حدیث نفس است و بس ، من کجا و زبان و قلم و بیان علی که حکمتهای جاری آن در طول قرون هنوز نیز جاریست و من شناگر ناشی که نمی دانم چگونه باید از آن بهره بگیرم , من کجا و دستان مهربان علی و نوازش سر ایتام و باغبانی و دلو از چاه بهر بیوه زنان در آوردن و نان پختن و در دهان کودکان تنها و اشک آلوده گذاردن ، من کجا و دستان پرتوان علی و شمشیری که باید نواخته شود بر سینه جهل و نادانی و خودپرستی و شرک و شیطاان صفتی و ..... ، من کجا و علی کجا ....

 

آقا جانم

به اینجا که می رسم بالهایم می شکند و سقوط می کنم در سیاهی غوطه می زنم و فریاد که من چه نادانم و جهلم چه عمیق است و خود پرستیم چه آشکار که خود را شیعه او و تو می دانم ....

 

آقا جانم

دلم از غم انباشته می شود و امیدم جز دستان مهربان تو نیست که دستم بگیری و واسطه شوی در نزد پدر با حیاء و کرمت که ببخشاید این گستاخ نادان را که جرأت کرده خود را شیعه بنامد.

 

آقاجانم

دستانم را به ردایت می گیرم و خود را در پناهت قرار می دهم و از شرم خود را در ورای تو می پوشانم  و امید دارم که اجازتم دهی تنها ، فقط تنها دوستت بدارم و این رجاء را داشته باشم که تو ، فقط تو اندکی حتی کمتر از اندکی مرا بپذیری و دوست بداری .....

 

آقا جانم

اجازتم می فرمایی .......

میدا

٢٨/٩/٨٧

+نوشته شده در پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧توسط: میدا | سلامی به دلآرام سبز پوش ()
آقاجانم به ما هدیه می دی ؟!

 

ای رسول خدا! آنچه که در ولایت و رهبری مطلق علی(ع) و امامان پس از وی که از صلب اویند از جانب حق تعالی به ما ابلاغ کردی، شنیدیم و در برابر آن مطیع و تسلیمیم و به آن امر راضی و خوشنودیم! اینک ما به دل و جان و به زبان و دستمان، نسبت به قبول ولایت با تو بیعت می­کنیم و پیمان می­بندیم که با این اعتقاد، زندگی کنیم و با آن بمیریم و تا آن زمان که سر از خاک برداریم، به آن پایبند بوده و هرگز در آن تغییر و تبدیلی ندهیم و شک و تردیدی ننماییم و از سر پیمان خود بر نخیزیم و از خدا و پیامبرش و امیرالمؤمنین، علی(ع) و فرزندانش حسن و حسین و امامان دیگر که از صلب علی(ع) به جهان آیند، فرمان بریم.

 

 

سلام آقا جانم

عیدتان مبارک ، ولایتتان مبارک

 

 بزرگترین عید خدا؛ "عیدالله الاکبر ، روز گشایش؛ "یوم وقوع الفرج" ، روز خشنودى پروردگار؛ " یوم مرضاة الرحمن" ، روز زبونى شیطان؛ " یوم مرغمة الشیطان" ، روز مشعل فروزان دین؛ " یوم منار الدین" روز بپا خاستن؛ " یوم القیام" ، روز شادمانى؛ " یوم السرور" ، روز لبخند؛ " یوم التبسم"  ، روز راهنمایى؛ " یوم الارشاد" ، روز بلندى گرفتن منزلت شایستگان؛ "یوم رفع الدرج" ، روز روشن شدن دلایل خدا؛ " یوم وضوح الحجج" ، روز آزمایش بندگان؛ " یوم محنة العباد" ، روز راندن شیطان؛ " یوم دحر الشیطان" ، روز آشکار کردن حقیقت؛ " یوم الایضاح"، روز بیان کردن حقایق ایمان؛ " یوم البیان عن حقایق الایمان"، روز ولایت؛ " یوم الولایة" ، روز کرامت؛ " یوم الکرامة"  ،روز کمال دین؛ " یوم کمال الدین"  ، روز جداسازى حق از باطل؛ " یوم الفصل" ، روز برهان؛ " یوم البرهان" ، روز منصوب شدن امیرمؤمنان؛ " یوم نصب امیرالمؤمنین(ع) " ، روز گواهى و گواهان؛ " یوم الشاهد و المشهود"  ، روز پیمان؛ " یوم العهد المعهود" ، روز میثاق؛ " یوم المیثاق المأخوذ" ، روز آراستن؛ " یوم الزینة"  ، روز قبولى اعمال شیعیان؛ " یوم قبول اعمال الشیعة" ، روز رهنمونى به رهنمایان؛ " یوم الدلیل على الرواد"  روز امن و امان؛ " یوم الامن المأمون" ، روز آشکار کردن امور پنهان؛ " یوم ابلاء السرائر" ، عید اهل بیت(ع)؛ " عید اهل البیت(ع)" ، عید شیعیان؛ " عید الشیعة" ، روز عبادت؛ " یوم العبادة" ، روز اتمام نعمت؛ " یوم تمام النعمة" ، روز اظهار گوهر مصون؛ " یوم اظهار المصون من المکنون" ، روز بر ملا کردن مقاصد پوشیده؛ " یوم ابلاء خفایا الصدور" ، روز تصریح برگزیدگان؛ " یوم النصوص على اهل الخصوص"  روز محمد(ص) و آل محمد(ص)؛ " یوم محمد(ص) وآل محمد(ص)" ، روز نماز؛ " یوم الصلاة" ، روز شکرگزارى؛ " یوم الشکر"  ، روز دوح (درختان پر شاخ و برگ)؛ " یوم الدوح" ، روز غدیر؛ "یوم الغدیر" ، روز روزه‏ دارى؛ " یوم الصیام" ،  روز اطعام؛ " یوم اطعام الطعام" ،  روز جشن؛ " یوم العید" ،  روز عالم بالا؛ " یوم الملأ الاعلى"  ، روز کامل کردن دین؛ " یوم اکمال الدین"  ،  روز شادابى؛ " یوم الفرح" ، روز به صراحت سخن گشودن از مقام ناب؛ " یوم الافصاح عن المقام الصراح" ، روز افشاى پیوند میان کفر و نفاق؛" یوم تبیان العقود عن النفاق و الجحود" ،  روز گردهمایى و تعهد حاضران؛ " یوم الجمع المسؤول"  بر شما عزیز دل مبارک .

آقا جانم

        به ما عیدی هم میدی ؟ تمامی اجداد مطهر و بخشنده شما به شیعیان در روز عید غدیر هدیه می دادند ، دوست داریم که ما نیز به دیدار شما بیاییم و از دستان مهربانتان عیدی بگیریم ، ما که جای شما را نمی دانیم . شما می آیید ؟ آقا وعده دیدار کجا ؟ آقا به خوابمان می آیید و عیدی می دهید ؟ اگر اینگونه باشد من تمام فردا را می خوابم . در بیداری زیارتتان می کنیم ؟ بگو جان دلها ، تا خواب را بر خود حرام نماییم . بگو مهربان چگونه عیدیمان را بگیریم ؟

آقا جانم

ما هم دوست داریم به شما هدیه بدهیم،چیزی درخورنداریم بگویید چی دوست دارید ؟

آقا جانم

شنیده ام که لاله ها را دوست داری ، شنیده ام غنچه های گل را دوست داری ، تمامی لاله های سرخ زمین تقدیم شما . تمامی غنچه های گل بهشتی تقدیم شما .

 آقا جانم

شنیده ام دعا کردن و نماز خواندن را دوست دارید ، شنیده ام زیارت اجداد بزرگوارتان را دوست دارید، شنیده ام ، مسکینان را دوست داری ، دستهای تهی مرا ببین ، آن را به عطر دعاو نماز و زیارت اجدادتان پر بفرمایید .

آقا جانم

شنیده ام چشمان منتظر را دوست داری ، چشمان یعقوبیم ، تقدیم شما

آقا جانم

شنیده ام تو ما را دوست داری ، تمام دلهای عاشق ما تقدیم شما .

 

میدا

87/9/26

 

+نوشته شده در سه‌شنبه ٢٦ آذر ۱۳۸٧توسط: میدا | سلامی به دلآرام سبز پوش ()
کعبه دل بوتراب

 

سلام ای ماه مهجور زمستان های ابرآلود

چرا دیگر نمی تابد سرودت از محاق رود؟

مگر روح اساطیر کهن باران بباراند

به روی سرزمین های اسیر حلقه های دود

به روی بام ها آیینه ها گرم تماشایند

افق های تباهی را برآ ای طلعت موعود

نفیر کوزه های تشنه اعصار می گوید

که عشق این ماه سرگردان زمانی این حوالی بود

تو را با خوشه پروین همیشه جست و جو کردم

از آن روزی که از پردیس جاویدان شدم مطرود

دلم را این پرستوی غریب آشیان بر دوش

بهار خاطراتت خوانده تا آفاق نامحدود

الا ای ماه مهجور زمستان های ابرآلود

تو را تا کهکشان زخم موزونی دگر، بدرود

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه ٢٤ آذر ۱۳۸٧توسط: میدا | سلامی به دلآرام سبز پوش ()
 

سلام آقا جانم

محبوبم کجایی تو ؟ دلم داره می ترکه

تمام دیروز و امروز و فردا را اگر اشک بریزم و خون گریه کنم حقم است

که من دلی را رنجاندم و دلتنگی را باعث شدم که بیش از همه ترا محبوبم غمگین ساخته

نازنین یگانه ام تو مرا ببخش که تنها شاهد من پس از خدایی

واسطه من شو بر بخشش عزیزانی که رنجیدند و بزرگوارنه باز مرا با مهربانی خطاب می نمایند

مرا در روزهای عاشقی امتحان مفرما که سخت ناتوانم .....

محبوبم اگر تو بودی که دیگر اینهمه رنج و غم نداشتم

اگر تو بودی اینهمه تنها نبودم

اگر تو بودی اینهمه نادان نبودم

 

آقا جانم

تو مرا ببخش.....

 

میدا

+نوشته شده در شنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٧توسط: میدا | سلامی به دلآرام سبز پوش ()
خورشید غریب

 

جایی خواندم و خرد شدم و شکستم و بال و پرم سوخت که شما فریب خورده اید و تو محبوب هستی ، وجود نداری...

باورم نیست زنده ام و ترا عزیز دل انکار می کنند.....

 

سلام آقا جانم

 

می گوینداینجاخورشیدغریب است و انوار طلائیش را نمی بخشد به آسمان و زمین هم

می گویند اینجا سحر دور است و از آن سوی افق و آن سوی سپیده سر نمی زند

می گویند اینجا ابرها دیگر نمی بارند و عطشها سیراب نمی شوند

 

اما من باورم نمی شود

تو خورشید دلم غریب نیستی و انوار حضورت تا افق تا فراسوی خیال رفته است

اینجاسحرنزدیک است که بزرگان گفته اندپیران امت امیدوار باشند و چشم از افق نگیرند

اینجا ابرها همیشه می بارند ، یک آسمان ابر دارد چشمانمان ، می بینی ابر چشمان مرا ، ابر چشمان تمامی عاشقانت را ...

 

اما باورم می شود

عطشها سیراب نمی شوند و هر روز بیشتر از پیش تشنه و تشنه و تشنه می شوند

این آسمان پر از کبوتر است و این زمین پر از لاله های عاشق ،

چرا نمی بینند کبوتر دلهایمان جلد حرم چشمان زیبای توست ....

 

می گویند اینجا کویری است و باران نمی آید

میدانی کجا را می گویند آقا جانم

فرش قدمت را ، دلم را ،

مأوای عشقت را ....

چه سنگدلانه است کلامشان ....

جغدان نابینای لحظه های عاشقی ما

شب پرستان خود پرست نادان

 

آقاجانم

آنجا که عشق نیز سکوت می کند

هنگامه هجری است که از دوریت

بر دل خویش داریم

آمدنت شاعرانه ترین نغمه هستی است

هر کلامی که دشمنان نور وجودت می گویند

خنجری است بر قلبهای ما

و آتشی است بر جگرهای ما

و تلخندی است برامیدهایمان

 

نگذار آقا جان مهربانم

که نیش کلام آنان اندوه را مهمان عاشقانت کن

 نگذار دل شکسته تر از اینکه هستیم شویم

پس بیا و انتظار را به پایان برسان

که سخت در فراقت سوخته ایم

 و سخت تر می زییم

 

دوستت داریم ای همه مهر

و عاشقانه برایت می نویسیم

ای خوبترین بهانه زیستن ....

 

میدا

87/9/21

+نوشته شده در پنجشنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٧توسط: میدا | سلامی به دلآرام سبز پوش ()
چه شود که بشود ....

 

 

آقا جانم سلام

امروز شنبه است و آسمان گرفته شهر و صدای بوق ماشینها و تکرار هر روزه آمدنها و رفتنهای بی هدف و تکرار سلام های بی پاسخ و جای پای اشک های غروب جمعه و دلتنگی ها و اندوه ها و غصه ها و ....

آقا جانم

گشتی در وب هایی که برایت آزین شده زدم ، در تمامی آنها غمی ملایم و غربتی عجیب موج می زدو من حیران مانده و مبهوت که چه هارمونی هماهنگی است این اندوه فراق و غم بی تویی .....

چیزی مانند غربت دلگیر بقیع ، وادی السلام نجف ، بین الحرمین کربلا ، کاظمین ، سامرا ، مدینه النبی و غروبهای پاییزی مشهد الرضا ......

امروز را چه شده که آسمان سرد است ، زمین سرد است ، آدمها سردند حتی خورشید هم سرد است  ....

حبیبم

دلم تو را بهانه کرده و تو را می خواهد و بی جهت می بارد .

آقا جانم می ترسم ،

می ترسم از این شنبه ها هی بیاید و من هی غروب جمعه ها اشک بریزم و یکشبنه ها تا آخر هفته هی فراموش کنم و غافل شوم و گناه بیاید خانه دلم و جای تو را بگیرد و من پنجشنبه ها پشیمان و توبه کار شوم و این تکرار مکرر شود تا لحظه دیگر نبودن .....

آرامه دلم

نی نوازی شده ام که نی می نوازد در نیزار دلتنگی هایش و هی می زند و هی می زند و نی اش می شکند و او باز نی می زند ! و توجهی نمی کند که صدای نی از اعماق قلبش به گوش نیزار می رسد و هی بنوازد و هی بنوازد و قلبش بشکند و از تو واکنشی نبیند و از غصه بمیرد و بمیرد و بمیرد .....

 

بس است اشک ، بس است قلم او رخ نمی نماید و اگر بنماید به تو نمی نماید و هی تو ببار و بنویس و ببار و بنویس و .....

نه غلط گفتم امیدم

که تو را دلی است به وسعت هستی و عشقی است به فراخور نامت و دستی به مهربانی خدایت و اشکهایم را می زداید آنچنان که خداوند اشکهای تو را می زداید و پاسخم می دهی و صدایم میکنی ، مرا به نام خویشتنم می خوانی و من پرواز می کنم و اوج می گیرم و می روم و می روم و به عرش می رسم و در پایش می نشینم و سجده می کنم و شکر می گویم و به سماع و رقص می آیم و ملائک به من غبطه می خورند و جبرئیل پر می سوزاند ......

و من فریاد می زنم که

الا یا اهل الملکوت و الجبروت و الا یا اهل العالم این منم و دیگر غروب جمعه ای نیست و دلتنگی و غربتی و غمی و اندوهی و ملالی و خسته گی و تنهایی و وحشت و ترس و سلام های بی جواب و دلهای پر گناه .....

چه شود محبوبم که بشود .......

چه شود که بشود ، بشود و بشنود جانم صدای انا المهدیت ......

 

میدا

۸۷/۰۹/۱۶

 

+نوشته شده در شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٧توسط: میدا | سلامی به دلآرام سبز پوش ()
چه خوشست سلامی ز تو دلربا شنیدن !

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

آقا جانم سلام !

 هر روز که می گذرد یک روز به ظهورت نزدیکتر می شویم و این یکی از شادی هائی است که در غیاب تو بر ما می رسد ، جدای از شادی وجودت که  هستی و عالم همه شیفته و شیدای تو هستند.

خورشید پنهان !

بارها فکر کرده ام که تو چگونه روز را به شب می رسانی ؟ در کجا زندگی می کنی ؟ کسی به دیدارت می آید ؟ یا تو به دیدار کسی می روی ؟

دلآرامم

می دانم بهار سبزیش را از تبسم تو می گیرد و پائیز غم غروبهایش را از تو به ودیعه گرفته ، و آسمان برای وجود تو خود را با ستارگان زیور می سازد و ابربارانش را به افتخار حضور تو در زمین می باراند و ماه به عشق تو به کمال بدر می رسد و زمین به عشق تو گلهایش را تقدیم جهان می کند و من در این سرگردانیم که چه می توانم به تو تقدیم نمایم :

 اشکم را ، دلم نمی آید تو را غمگین سازم که تو طاقت دیدن اشک گنه کاران را نداری .

 قلبم را ، خجلم در آن جز گناه چیزی نیست .

ایمانم را ، چه سست و ناپایدار است .

نماز و عبادتم را ، که چه بی حضور دل و از سر عادت است و گاه نیز فراموش می شود .

وجودم را ، به چه کار تو می آید ، عزیز دل این وجود ناتوان و غرق در معصیت ....

چه شرمنده ام ، شرمسارم ، خجلم ، ببخش مرا .....

گاه می اندیشم درآنِ واحد که خیل دوستدارانت یا مهدی می گویند تو پاسخی برای آنها ارسال می فرمایی ؟ به نام ، آنها را می خوانی ؟ ! یعنی ممکن است از لبان ذکر گویت نامی از من برده شود ؟ ! از شادی قالب تهی خواهم کرد محبوبم ....یا در غروب جمعه ها از اعمال شرمساریم ، تو را اندوهگین می سازم ؟ یا در خیل عاشقانت چنان کوچکم که گم شده ام و از من نشانی نمی بینی ؟!

آئینه جمال و جبروت حضرت دوست ،

هر روز برایت بوسه ای می فرستم با سلامی پر از احساس و اشک و عشق که :

سلام برتو نازنینم ، محبوبم ، امید و آرزویم ، تنهای بی مونسم ، غریب قریبم .....

سپس برای لحظه ای چشمانم را می بندم ... گوش می سپارم ... در اوج نا امیدی آرزومندترینم .... ولی پاسخی نمی شنوم ! سعی می کنم به روی خود نیاورم ، باز منتظر پاسخی از توأم ! اما نمی شنوم ....

شاید ، شاید هم مهربان تو پاسخ می دهی و من در همهمه ی باد و نسیم و ... نمی شنوم ..... شاید ، شاید پاسخم را می دهی و من چنان گوش به دنیا سپرده ام که نغمه عرفانی و صوت دلربایت را نمی شنوم .....

خوش به حال آن عزیزی که در حرم مولا علی (ع) صوت دلربای تو را شنید و سرود :

چه خوشست صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن ....

و تکرار هر روزه ی من که چه خوشست کلامی یا سلامی ز تو دلربا شنیدن .....

میدانم عیب از من است محبوب خدا ، که تو پاسخ تمامی سلامها را می دهی و من با این کوله بار سرگران تغافل نمی شنوم .....

اما ، اما امیدم را از دست نمی دهم ، آنقدر به تو سلام می گویم که روزی پاسخم را بدهی ، آنقدر نام زیبایت را صدا می کنم که تو در میان تمامی صداها صدای مرا بشناسی ، آنقدر به دنبال تو خواهم گشت در سیر درونم که عاقبت تو را بیابم .

ای نزدیکتر از هر کس و دیدنی تر از هر چیز ، آنقدر می گویم دوستت دارم که باور کنی خلوص آن را ، و تبسمت را مهمان دل عاشقم کنی ، دوستت دارم نازنین پور زهرا(س) ، لحظه ای ، دمی بایست و تبسمی عنایت فرما ، تو که دلم را ربوده ای ،  تبسمی فرما جانم را نیز بربا ....

میدا

١٢/٩/٨٧

+نوشته شده در سه‌شنبه ۱٢ آذر ۱۳۸٧توسط: میدا | سلامی به دلآرام سبز پوش ()
تفسیر اَ لَستُ رَبِّ یکتایی

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.zibasazi.bahar-20.comبهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

 

چه نا آرامم امشب من ،   

                          چه اندوه و غمی    

                                       بنشسته بر دیده و قلبم

سر داده بر 

         شاخساری ، خسی

                   یا شاخه به شکسته ی خشک و بی آبی

                                                          که نزدیک کلبه تنهائی

                                                                    روئیده در اوج امید و آرزو هایی

چه سخت است 

                 دل شکستن

                            آن هم برای دیدن     

                                               تنها لحظه ای  

                                                                   روزن نوری ،

که می تابد درون جان  

                  و می بخشد به انسان

                                              نسیم مهر دلجوئی

 

خوشا یاران ، خوشا آنان  

                         خوشا بر حسرت دیدار

                                                  مهربان ِ خوبروئی

که می آید

              و

              می کوبد مشت 

                            بر دیوار دلهای

                                        سنگ و محجوری  

                                                   که ، او را از یادها ، برده

دم به دم گویند

                                     ما ، با اوییم .....

ولیکن

      او نیست در محفل ما

                              که رنجیده    

                                          زهر لحظه

                                                      که او را یاد می آریم

و او را نیست   

             حتی دمی ، لحظه ای

                                        حضوری ....

 

می آید آدینه

               و آدینه ها پس از این هم

و ما دل سپرده

             بر سو سوی  آیینه ی بی نوری

                                           که در قلبش   

                                                  رخ خودبین  ، خود بینیم

و هی گوییم

                   که ما از  اوییم

می سازیم به دورخود    

                           هر تاری ز ایامی

 که شاید ،

           او بیاید 

                سوار بر اسب رویایی

ردا بردوش

            کتاب نور بر دستش

                                بخواند نغمه اهورایی

                                                 تمام نسل آدم را...

........................................................................

بیا مهدی

          دودستان پر نورت

                  به گرداگرد لرزش و ترس

                                    تنهای نحیف و زار ما انداز

که سخت سرد است و تاریک است

                                        دنیای ، بی تو  آیه ی عرفانی

بیا مهدی

            بخوان نام زیبای

                                 انا المهدی

                     که  :

الا منم مهدی

                      غریو عشق ، یزدانی

منم مهدی

                     انتها مقصد ، عُرف ربانی

منم مهدی

                    تفسیر ، الست رب یکتایی

بیا مهدی

                 بگو

                        انا المهدی

                        انا المهدی

                        انا المهدی

 میدا

87/9/11

 

+نوشته شده در دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٧توسط: میدا | سلامی به دلآرام سبز پوش ()
آمین دعاهای خالصانه

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

وسعت عشق را کرانه تویی

یگانه ترانه عاشقانه تویی

به نام تو می خوانند مرغان سحری

ترنم نغمه های عارفانه تویی

آسمان می نازد به نور سیمایت

چهاردهمین اختر بی نشانه تویی

تنهای بی مونس ای صاحب دل

دلیل سکوت شاعرانه تویی

دلم را فرش آمدنت می کنم

بهار بی خزان جاودانه تویی

شمیم عطرخدا باغ گل نرگس

مسافر خسته ی زمانه تویی

دوای دردمندان فروغ دیدگان

آمین دعاهای خالصانه تویی

عمریست در حضورت غائبیم

دلیل اشکهای شبانه تویی

در غم هجر تو می سوزیم و شمع

گوید که دلیل سوختن پروانه تویی

رسد هر جمعه و امید مهمان ما

غروب که می شود فسانه تویی

به حق سجاده و محرابت بیا

که آرامه دل دیوانه تویی

 

میدا

٧/٩/٨٧

+نوشته شده در پنجشنبه ٧ آذر ۱۳۸٧توسط: میدا | سلامی به دلآرام سبز پوش ()
تکرار دوستت دارم من ترا !

آقا جانم سلام

بهانه کرده بازهم دلم تو را

و نمی گیرد ز تو هیچ نشانی را

ترانه ای می سراید چشمانت

و

آن خال هندوی زیبایت

ترانه ای به ژرفای تمامی عاشقانه ها

سکوتی ساده دارد  زبان مهر

و

رمزی عارفانه می طلبد در اعماق آسمان

و

در خلسه ی بی شکیب ترنم می کند

نگاهم

اما

نمی یابد ترا

و

 هیچ تقصیری ندارد چشمانم

که غریب است 

و

خسته از تکرار دیدنها

و ندیدن ترا .....

و دیدن تکرار تو مرا 

هر روز ، هر دم

که می تپد قلب دیوانه من

و می خواند

نه!

فریاد می زند

تنها نام زیبای ترا

و تکرار مکرر

دوستت دارم ای انتظار منتظَر

و امیدی نیست مرا

به دوست داشتن

تو

تنها کوچه گرد

شبهای دلتنگیم

مرا

میدا

+نوشته شده در سه‌شنبه ٥ آذر ۱۳۸٧توسط: میدا | سلامی به دلآرام سبز پوش ()
ای امید سفر تا ستاره ها !

 

ای معنی ات فراتر از ادراک آب ها

سجاده سجود سپید سحاب ها

وقتی دو چشم گرم تو می تابد از یقین

گم می شوند سایه شوم سراب ها

 

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

تا طرح خنده های تو را نقش کرده اند

آتش فتاده است به رویای قاب ها

باری کنار دست رسای تو کوته است

پرواز پر شکوه و بلند عقاب ها

 

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

اینک پر است از کلماتی حقیر و گیج

دشت خراب و خلوت و خاموش خواب ها

اینک تهی ست چهره دریا ز موج ها

اینک پر است ساحل ما از حباب ها

 

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

برگرد ای امید سفر تا ستاره ها

کم مانده است حوصله این طناب ها

برگرد ای بدون تو امروز ناتمام

برگرد ای فراتر از ادراک آب ها

 

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

+نوشته شده در یکشنبه ۳ آذر ۱۳۸٧توسط: میدا | سلامی به دلآرام سبز پوش ()