من و دل دیوانه

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

آیا تو آن تنهاترین هستی؟!

 

تو اهل آتش آباد کدامین سرزمین هستی؟

که گرم آلود حسرت های خاکسترنشین هستی

بگو تا من بدانم ای قلندر مرد زاد آتش

چرا در التزام شعله های آتشین هستی؟

 

http://i26.tinypic.com/1ylc8o.gif

 

من اینجا می نشینم، مردی از این راه می آید

و می پرسم از او: «آیا تو آن تنهاترین هستی؟»

هنوز از زخم های کهنه ام خون  می جوشد

تو گلزخم تمام شانه های آهنین هستی

 

http://i26.tinypic.com/1ylc8o.gif

 

کسی می گوید این هفت آسمان در زیر پای توست

برای من بگو ای نازنین آیا همین هستی؟

شبی را با غزل در انتظارت تا سحر ماندم

تو اهل آتش آباد کدامین سرزمین هستی؟

 

 

محسن احمدی

 

 

 

 

+نوشته شده در سه‌شنبه ٧ آبان ۱۳۸٧توسط: میدا | سلامی به دلآرام سبز پوش ()