من و دل دیوانه

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

بیا که وقت جواب سلام دریاهاست !

تویی که نام تو راز قیام دریاهاست

غبار راه تو بودن مرام دریاهاست

چه روزگار بخواهد چه نه به هر صورت

خراج چشم تو آب تمام دریاهاست

هزار و یک افق پیش رو داریم

بلند و پست اگر هست بام دریاهاست

صدای آینه ات می رسد که: آب و سراب

به طور حتم حلال و حرام دریاهاست

کدام جمعه؟ همین جمعه؟ جمعه ای دیگر

بیا که وقت جواب سلام دریاهاست

از آفتاب ظهور تو موج موج غزل

مدام ورد لب نقره فام دریاهاست

مرا تو فرصت شعری و شعر فرصت عشق

کلام جنگل باران، کلام دریاهاست

چو رودهای جهان حرف آخرم این است

منم کسی که امامم امام دریاهاست

 

پژک صفری

+نوشته شده در پنجشنبه ٩ آبان ۱۳۸٧توسط: میدا | سلامی به دلآرام سبز پوش ()