من و دل دیوانه

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

آقا جانم !

آقا جانم سلام !

امروز دلم گرفته ، باور می کنی آقا ؟! اونم روز تولد جد بزرگوار شما .

حس بدی است که آدمی بنویسد ، بسراید ، بگوید و پاسخی نشنود ....

آقا جانم ، به آسمان نگاه می کردم منتظر طلوع خورشید بودم ، انتظارم طول نکشید ، خورشید دمید .... اما تو نیامدی آقا جانم !

باز هم چشم بر آسمان دوختم تکه های ابر آمدند ، به انتظار باران نشستم ، انتظارم طول نکشید ، نم نم باران شروع شد ، باران بارید ، اما تو نیامدی آقا جانم !

به انتظار رویش تمامی شکوفه ها بودم ، انتظارم طول نکشید ، اما تو نیامدی آقاجانم!

هرانتظاری را انتهایی است محبوبم،پس چرا انتظار آمدن ترا پایانی نیست آقا جانم !

تنهایی، می دانم که تنهایی را دوست نمی داری ، غمگینی در هنگام ورق زدن اعمال داعیان دوستیت ؛ می دانم تو غم را نیز دوست نمی داری ، اشک در چشمانت حلقه می بندد برای تمامی آدمیت ، می گریی در مظلومیت مظلومان و در شقاوت ابناء بشر ، می دانم که تو اینگونه گریستن را دوست نمی داری آقاجانم !

می دانم محبوبم که تو بیش از همه ما در انتظاری ، در انتظار ظهورت ، خود نیز از خورشید در پس ابر بودنت خسته ای،چون ما که خسته ایم ، سخت خسته آقاجانم !

خوب من ، نازنین مهربان مولایم ، آنقدر هجر و تنهائیهایت بر دلم سنگینی می کند که غم عالمی را حس می نمایم .

انتظار برایم سخت شده آقا جانم ! دیگر نه حس جوانی دارم نه شور و حال و نشاط عاشقان را ، دلم بس دلتنگت است و برای تمامی لحظه های تنهائیت می گریم .

برای تمامی لحظه های انتظارت می بارم .

برای تمامی لحظه هایی که می توانستم با تو باشم ، و نبودم ، می نالم .

دلم برای تمامی غمهایی که از سوی ما بر چهره زیبایت می نشیند ، برای تمامی غفلتهایمان از تو ، و تمامی لبخندهایی که از تو می گیریم ! ، برای تمامی لحظه های به تنهایی گام برداشتنت ! در حالی که می توانستیم با تو گام برداریم،ضجه می زنم .

زیبایم ، به فدای تنها یک تبسم تو ، تمامی هستی و وجود من ، ترا با تمام وجودم دوست می دارم .

خدایی خوبم ، به من قدرتی ببخش ، توانی ده ، که دردانه ات را شاد نمایم ، او را از خویش راضی کنم .

مولایم مرا ببخش ، برای تمامی لحظاتی که تو را غمگین کردم ، برای تمامی لحظاتی که می توانستم برای تو بنویسم و ننوشتم ، برای تمامی غفلتهایم از تو شرمسازم ، خجلم ، اگر تو نبخشی از این شرم خواهم مرد ....

نازنینم، محبوبم،یوسف زهرا(س) ، یاس علی (ع) ، رضایت رضا (ع) ، مرا ببخش، باورم کن آقا جانم ، باورم کن که تو را بسیار دوست می دارم .

 آقاجانم ، آیا تو هم مرا دوست می داری ؟!......

شیدا

+نوشته شده در دوشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٧توسط: میدا | سلامی به دلآرام سبز پوش ()