من و دل دیوانه

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خیمه سبز ملاقات

 

همین است ابتدای سبز اوقاتی که می گویند

و سرشار از گل است آن ارتفاعاتی که می گویند

اشارات زلالی از طلوع تازه نرگس

پیاپی می وزد از سمت میقاتی که می گویند

زمین در جست و جو هرچند بی تابانه می چرخد

ولی پیداست دیگر ایستاده با تمام خویش

کنار خیمه سبز ملاقاتی که می گویند

کنار جمعه موعود، گل های ظهور او

یکایک می دمد طبق روایاتی که می گویند

کنون از انتهای دشت های شرق می آید

صدای آخرین بند مناجاتی که می گویند

و خاک، این خاک شاعر، آسمانی می شود کم کم

در استقبال آن عاشق ترین ذاتی که می گویند

و فردا بی گمان این سمت عالم روی خواهد داد

سرانجام عجیب اتفاقاتی که می گویند

 

+نوشته شده در یکشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٧توسط: میدا | سلامی به دلآرام سبز پوش ()