من و دل دیوانه

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

در نبود تو باید خواندن، ترانه های حزین

 

صدای سبز تو را می خواهد، سکوت زرد زمین ای باران!

کویر شد همه جنگل هایش، خودت بیا و ببین ای باران!

نسیم نوحه گر آمد نالید، غم از صدای خوشش می بارید

که در نبود تو باید خواندن، ترانه های حزین ای باران!

 

  http://i31.tinypic.com/sq4coz.gif http://i31.tinypic.com/sq4coz.gif  http://i31.tinypic.com/sq4coz.gif    http://i31.tinypic.com/sq4coz.gif

 

«به دست های فقیرم بنگر! ببار و باز شکوفایم کن»

چه غمگنانه ولی می گوید، درخت با تو چنین ای باران!

سراب مثل دروغی زیبا، از انحنای افق می جوشد

تو صادقانه ولی می باری، بر این زمین به یقین ای باران!

 

http://i31.tinypic.com/sq4coz.gif     http://i31.tinypic.com/sq4coz.gif    http://i31.tinypic.com/sq4coz.gif http://i31.tinypic.com/sq4coz.gif 

 

چه ابرهای سرورانگیزی! چه رعدهای غرورانگیزی!

به زیر گام تو دیدن دارد، زمان فتح زمین ای باران!

 

 

 

حمیدرضا شکارسری

+نوشته شده در سه‌شنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٧توسط: میدا | سلامی به دلآرام سبز پوش ()