من و دل دیوانه

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

به خاطر خدا ظهور کن

 

این کرانه را به نام عشق، غرق نور کن

با اشاره ای پر از ترانه غرور کن

روبروی این همه نگاه منتظر بیا

ای نسیم ناگهانی خدا عبور کن

 

عقل را برای درک لحظه های انتظار

عاقبت تو آشنای جرعه ای شعور کن

گرچه سال ها گذشت و بازهم نیامدی

لااقل ز کوچه خیال مان عبور کن

بی تو روزها، هزار سال پیر می شویم

این زمان، بیا به خاطر خدا ظهور کن

عبدالحسین رحمتی

 

 

+نوشته شده در دوشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٧توسط: میدا | سلامی به دلآرام سبز پوش ()