من و دل دیوانه

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

بین الحرمین به یاد ما هم باش ...

سلام آقا جانم

 

آجرک الله بمصیبت جدک الحسین

آجرک الله بمصیبت عمک العباس

آجرک الله بمصیبت شهداء الکربلا

آجرک الله بمصیبت عمتک زینب

 

آقا جان عزادارم

 

خواهم ز خدا که بی ولایم نکند

غرق گنهم ولی رهایم نکند

یک خواسته دارم از خدای تو و حسین

در هر دو جهان از شما جدایم نکند

 

آقا جانم

می گویند شما در این ماه به تکیه های عزاداری سر می زنید

ببینید در تکیه دل من موکب عزا نشسته .....

 

می گویند شما در این روزها هر جا نام جدتان حسین و عمویتان عباس نوشته شود حضور می یابید

ببینید حک شده بر قلبم سالار دلم حسین و آقایم عباس

 

می گویند شما در این ماه بر غم عمه ی شجاعتان بسیار اشک می ریزید و دست مهر و محبت بر سر اشک ریزندگانشان می کشید

ببینید آقا چشمان من آبشاری است

 

می گویند شما هر جا از عاشورا می گویند و از حسین و عباس و اکبر و علی اصغر و رقیه و زینب ، زینب ، زینب ذکر می شود حضور دارید

بشنوید آقا جانم روح و جانم فریاد میزند

 

یا حسین مظلوم کربلا ، که قیام و شهادتت نه برای نام دین که برای ریشه و اصل دین بود.....

یا عباس زیبای رشید نینوا ، که شهادتت نه برای تشنگی و سقایت آب دنیا بود که برای سیرابی روح و جانها بود .....

یا اشبه الناس به جده یا علی اکبر ، که شهادتت نه از شور جوانی که از شعور دینی بود.....

یا علی اصغر کوچولوی حسین ، که زندگیت طول نداشت ولی عرضش به وسعت تاریخ از کربلا تا قیامت است .....

یا رقیه سه ساله مظلومه عاشق ، که عشقت به پدر پیوند ولایی بود .....

یا زینب ، یا عقیله ، یا مظلومه ، ای تاریخ کربلا ، ای روح زندگی بخش نینوا ، ای رسالت امامت ، ای معنی ولایت ، که عُلقه ات به برادر تفسیر تمامی آیات عاشقانه هستی ، ادامه امامت ، پایداری در ولایت ، تولی و تبری ، امر به معروف و نهی از منکر است، این تو بودی که فیاسیوف خذینی حسین را روح بخشیدی ؛

آقا جانم

فریاد روحم را شنیدی ، بیا و منور کن جان دلم را

 

محبوبم

چگونه می شود ترا تسلیت گفت ، کاش بلد بودم ، کاش می دانستم ، کاش ....

چگونه می شود عزاداری کرد که تو راضی باشی نه با تکرار مکرر عطش حسین و یاران که عطش آنها نه از نوع عطش به آب که از نوع عطش باران به باریدن بود که آبهای زمین مهر مادریشان بود و .....

نه با خروش احساس و شور گرفتن که با خروش عقلانیت و احساس و شعور توأمان

 

نازنین آقایم ، جانانم

قلمم چه ناتوان شده در این روز در برابر عظمت کربلا در برابر اوج مصیبت و سوگ تو

چون منی چگونه بنویسم که هنوز ریشه در منیتم دارم و قرنها دورم از دلیل کرب و بلا بودن نینوا

 

ببخش ناتوانیم را و عنایت فرما دریابم امواج نورانی کربلا را از پس سالهای بگذشته و بپذیر بیعتم را و معنی بخش لیت کنت معهم و شوق حضور در نینوای قیام تو و ادراک مفهوم راستین قیام جدت را .....

 

بفضل ربک و عنایت جدک و رأفت قلبک یا حبیبی

 

جانا

بین الحرمین به یاد ما هم باش ....

 

میدا

87/10/11

+نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۸٧توسط: میدا | سلامی به دلآرام سبز پوش ()