من و دل دیوانه

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

بازکن پنجره را ... در بگشا ....

 

آقا جانم سلام

 

بازهم شنبه شد  

و چشمانم از اشک لبریز

بازهم جمعه گذشت

و چشمه امیدم سرریز

بازهم دل لرزید

بازهم دست تأسف به سر

که وای

مسافر نرسید

بازهم دلشوره

بازهم ضجه و آه

باز هم هی ناله

وای از درد فراق

باز هم شد دوری

بازهم قصه عشق

شد آغاز

باز هم سردی دی

یخ زدن روح در این ترس گران

باز هم دل نگران

که عزیز دل من

نرسید از آن دور

نرسیده از ره نور

بازهم پرسیدن

قاصدک ، دشت و صبا

از پروانه و شمع

که ندیدید رخ زیبایش؟!

بازهم زل زدن به آسمان

که کجا می افتد

شهابی به زمین

باز دنبال ستاره گشتن

بازهم بغض ماه

بازهم ابر سیاه

وای از بی تابی

وای از بی خوابی

میرسد بر گوشم

صدای زشت و کریه

قهقهه ابلیس پلید

می رود از دل نای

می کشم فریاد و خروش

که ای وای

نیست انصاف مگر

در باد و صبا

نمی رسانند درود

صوتِ صلوات

اشک چو رود

بازهم بی آبی

عطشی بی پایان

باز احساس نیاز

به سجاده و نماز

باز هم بیداری

در شبهای دراز

باز هم آواز ساز

گم می شود

آقایم

احساس نیاز

به تو و عشق تو

ای مهر نواز

باز گوشه گیری

در کنج اتاق

بازهم خیره گی

بر پنجره های

نیمه باز

باز یا مهدی ها

باز یاللعشق

و ترکیدن بغض های

من و ما

بازهم آقاجان

کوچ کردن دل

در جنگل پر انبوهِ

دعا

و سروش قرآن

و صدای ترتیل

از فضای خانه های

پر احساس

و رسیدنِ ذره ای

بر دل من

نسیم شوق زیاد

و دست بالا بردن

تا عرش خدا

و رساندن ،

یک سلام

برتو ای نور جهان

نغمه ساز ِ دلها

و درود بی پایان

از ملائک از سما

از زمین و دشت و کوه

برتو ای آرام جان 

تنهاترین سردار خدا

کی شود دور شود

از جان و دلم

این حجاب ظلمانی

کی رسد برتو عزیز دل من

آیه ها و ناله های عرفانی

کی شود باز شود پنجره ها

بر دل تاریک ما

کی شود نور شود ارض و سما

از تبسم های تو

و

قهقهه مستانه ما

کی رسد به گوش ما :

باز کن پنجره را

در بگشا

که مهمان رسد از ره دور

از میان افق سرخ محبت ، پر شور

باز کن پنجره را

در بگشا......

و صدای من را

که

آقا جانم سلام

و شنیدن از تو

و علیک ِ سلام....

 

میدا

٢١/١٠/٨٧

 

+نوشته شده در شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٧توسط: میدا | سلامی به دلآرام سبز پوش ()