من و دل دیوانه

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

دعای نیمه شب های دلم

وبلاگ

    

هرچه می خواهد بگوید، هرکه می خواهد

هرچه می خواهد بگوید، تلخ یا شیرین

من تو را می گویم ای باغ بهارآور

ای نماز آب ها را قبله دیرین

من تو را می گویم ای بالیدنت از خاک

باور آنان که بر ماندن برآشفتند

من تو را می گویم ای باغی که مبعوثان

قصه گل کردنت را بارها گفتند

در خطرگاهی که فکر برگریزان را

پرورانده هر طرف، جادوگری تردست

در کمین گاهان غفلت های بد هنگام

می فشارد تیشه زرساز خود در دست

من دعای نیمه شب های دلم این است:

در تو، روز پنجه در آویختن با باد

لحظه تا لحظه درختان راست قامت تر

و آتش سبز چمن ها شعله ورتر باد

یا به هنگامی که دست تیشه در کار است

تا که ناگاهان فرود آید به هر ریشه

سبز اعجازی به امداد تو برخیزد

در مصاف ریشه هایت بشکند تیشه

خواهم ای گل کرده داغ زمین ای باغ

در پناه دست های باغبان مانی

بانگ برداری که باری، ما نمی خشکیم

پشت پاییز و زمستان را بلرزانی

ساعد باقری

 

                                         

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٧توسط: میدا | سلامی به دلآرام سبز پوش ()