من و دل دیوانه

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

تقدیم به روح بلندی که رنجید...

 

 

 

سلام آقا جانم

 

وقتی

به سالروزعملیات شلمچه نزدیک می شویم

تمامی آلام دنیا

بر قلبم سرازیر می شود .....

 

آقا جانم

می دانم لحظه به لحظه آن حضور داشتی  

در تمام مدت در کربلای ایران

در شلمچه

نگاه تمام شهیدان

در لحظات آخر

در این دنیا

لقاء سیمای دلآرام تو بود

می دانم

می دانم که پلک های نمیه بازشان

تو را می دید

می دانم آخرین تبسم شهدا

بر تبسم تو نقش می بست .....

 

محبوب من

می دانم دست مهربان تو بوده

که در زیر سرهای آنان قرار گرفته

و

آنها در آغوش تو

جان باخته اند

می دانم

نیک می دانم

بر شهدای بی سر شلمچه اشکها ریخته ای ،

همچون جدت حسین

دستهای جدا شده

شهدای شلمچه را

زیر ردا گرفته بودی

میدانم قامت رعنایت

در شهادت علی اکبرها و قاسمهای شلمچه

خم گردید .....

 

آقا جانم

در میان آنها نه شش ماهه ای بود و نه کودک سه ساله ای نظاره گر

نه خواهر دلشکسته ای پریشان بر رگهای بریده گردن برادر بوسه می زد

نه خواهری به دنبال قامت رشید ماه زیبایی چشم تا افق می گرداند

هیچ خواهری نظاره گر شهادت برادران ، برادرزاده گان ، فرزندان جوان خود

و یارانی که وفا را شرمنده کرده بودند ، نبوده است

هیچ خواهری نظاره گر تازیانه خوردن برادر زاده های یتمش نبود .....

 

آقای نازنینم ، خوب من

مرا ببخش

که مهربان قلبت را غمگینتر می سازم

ما را در غمهایت و در غمهای عمه ی صبورت

شریک بدان .....

 

 

آقاجانم

بر آن عزیزانی که به عشق تو و خاندان مطهرت

و به عبودیت پروردگارشان

با تمامی وجود از خویش گذشتند

درود فرست

و

ما راببخش

که هنوز در خویشتن خویش

غرقیم .....

 

آقا جانم

شلمچه که می شود

من بی دل می شوم

من بی روح می شوم

من بی خویشتن خویش می شوم

وجودم از یاد می رود

و دیگر توان نوشتن

و

توان بودن نمی یابم .....

 

آقا جانم

نمی شود نام ما را

با شهدای شلمچه ببینید

نمی شود وجود ما را از

خمیره الهی گونه ی آنها بدانید

و از عطر وجود خویشتنتان

لبریزمان فرمایید

 

آقا جانم

شما خاندان جودید و سخی

از در لطف

ما را هم کربلایی ببینید ....

 

میدا

87/11/2

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه ٢ بهمن ۱۳۸٧توسط: میدا | سلامی به دلآرام سبز پوش ()