من و دل دیوانه

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

 

 

سلام آقا جانم

 

دلم سخت گرفته و تنگ است

آمدم به شما سلامی بگویم

و

با نام و عطر وجودتان

جانی تازه بیابم

 

سلام بر تو وعده حضرت سبحانی

سلام بر تو موعود و آیه ربانی

سلام بر تو روزی که بدنیا آمدی

و روزی که پنهان از حجاب دلهای ما شدی

و روزی که خواهی آمد

در آنروز هستی دگر باره متولد می شود

سلام بر آن روز که خواهی آمد

چه من و ما باشیم

و چه نباشیم

در آن روز پروانه دلمان با هر قدم تو می تپد

و خاکستر مانده از شمع وجود منتظرمان

سبزینه و معطر می شود

سلام بر آن روز

و ،

سلام بر امروز

که تو حبیبم

می خوانی ، دلگویه ام را .....

 

 

میدا

١/٢/٨٨

 

+نوشته شده در سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸توسط: میدا | سلامی به دلآرام سبز پوش ()