من و دل دیوانه

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

درفش منتظران موعود

 

 

 

سلام آقا جانم

 

ماه زیبای من ،

 

ماه می سوزد در آتش اشتیاق

و من

من زندانی پنجره ها

خیره بر خط سیر افق آمدنت

نگرانم

نگران خوابی که به ناگاه بیایید

بیایید

و مرا در بربگیرد

و تو محبوبم

در همان دم

که چشمانم را سنگینی سُکر آور خواب بگیرد

بیایی

بیایی و من نشسته پشت پنجره را ، ببینی

ببینی

که چشمان پر مُدعای منتظرم در خواب است

خواب .....

و من

من شرمسار از این همه  آقا جان

آقا جان گفتن ،

زمانی است که از این ترس خواب را جواب گفته ام

جواب گفته ام

که به پرسش تو برسم

پرسش  ِ

تو کی می آیی؟

می دانم که می آیی

می آیی و مرا و ما را

به مهمانی عرش

عرش عاشقی

عاشقی و وصال

وصال و لقاء

لقاء و فنا

فنا و فنا

در هو

هو الذی بیده ملکوت کل شی

می بری

می بری و ما از بالهای زیبای جبرئیل

جبرئیل عاشق و مبشر

مبشر آمدنت

در طول تاریخ انسانیت

انسانیت خسته

خسته از اینهمه  خلاء معنویت

معنویت ، که با تو می آید

و می رساند ما را به آنجا

آنجا که جبرئیل پرش سوخت

می گذریم .....

 

آقا جانم

آن گاه است که ویرانه ای نمی ماند

نمی ماند تا هیچ جغدی ، نغمه شوم

نغمه شوم مرگ انسانیت را سر ندهد

و مرغان

مرغان آوازه خوان ِ شبهای آمدنت می شوند

و غنچه ها

غنچه ها برای شکفتن بی تاب می شوند

بی تاب دیدن تو

دیدن تو و لبخندت

لبخندت ، وه ، چه زیباست

و زیبایی چه کلام بی هویتی است در بَر ِ تو

در بَر ِ تو که جهان می نازد به حُسنت

حسن دلآرایت

و یوسف

یوسف ، بیدل

بیدل و مفتون و مجنون

زلیخای تو می شود

 

آقا جانم

ای جانانم

بیا

امام عاشق

بیا که عشق بی تو افسرده و نالان است

بیا

پیام وصل

بیا و بزُدای اشکهای چشمان خسته انتظار را

بیا

خوبترین بشارت

بیا و نوازش کن دلهای عاشق بیمار را

بیا

منجی کبیر نخل های سوخته

بیا و مِهر ِ دستانت را هدیه کن به نخل های شیمیایی تبدار ِشکسته

بیا

مهربانترین

که آهوان دشتها پناه می خواهند

بیا

عزیزترین

که تاریخ دیگر خط انتظار را مکرر نکند

بیا

پژواک عاشقی

بیا

از دورها ، با نگاه روشن و آفتابی

با بیرق تابنده عشق

بیا و آسمان سرخ انتظار را برکت ده

به قدومت

که سخت ، سخت ، سخت

منتظریم

و بر این انتظار بوسه می زنیم

که قداست دارد این انتظار

قداست نام زیبای تو

که حک شده

بر درفش نورانی

منتظران موعود

 

میدا

١٢/٢/٨٨

+نوشته شده در شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸۸توسط: میدا | سلامی به دلآرام سبز پوش ()