کاروان اسرا

سلام آقا جانم

امروز کاروان اسرا در راه شام است

و زینب ....

زینب ، به دنبال محمل کودکان است و هر دم

نگران ،

نگران سجاد(ع) که دژخیمان به بهانه ای او را ....

نگران ،

نگران کودکان جا مانده از قافله

که شلاق می خورند ...

ترسان ،

ترسان از اینکه یتیمان برادر

سیلی می خورند ...

و از همه دردآورتر آقاجانم

ای آقا جانم

پاسخ نادانان

 که آنها را خارجی میخوانند

و

هر بار

هر لحظه

نسب خویش را بشمارند تا پیامبر

و فریاد

فریاد مظلومیتشان

که حتی پرندگان شاهدند به آن 

و رنج آورتر از همه

سرهای برنیزه

سرهای برنیزه ای که پیشاپیش قافله

قرآن خوان به پیش می روند 

و او خود نظاره فرماید

و هم کودکان...

آقا جانم ای آقا جانم

چه صبری داردید شما

و عمه شما

و چه درد آور است شنیدن آن حتی پس از قرنها

آقا جانم

آجرک الله بمصیبت عمتک زینب

میدا

١٩/١٠/٨٧

/ 2 نظر / 9 بازدید
حمید جمشیدی

السلام علی من دفنه اهل القری جان عالم به فدا غریبی که بیابان نشینان (بعد از 2 شب و 3 روز )او را به خاک سپردند. جانم به فدای اربابی که بین 2 رود پر آب با لب تشنه شهید شد و بدون کفن به خاک سپرده شد. خدایا تو اعدل العادلین هستی خدایا ب حق بنده برگزیده خود قسمت میدهم نگذار آرزوی دیدن مجازات قاتلین اربابم را به گور برم.

سید محسن

به نام حضرت دوست یا بقیه الله آجرک الله بمصیبت جدک الحسین آجرک الله بمصیبت عمتک زینب [گریه] در پناه حضرت دوست