آقا جانم اجازه !

آقا جانم سلام

 

آقا اجازه !

می خواهم بگویم یا حسین

بگویم :

ای سبز قامت باغ خدا ، حسین

خورشید زلال سر جدا  حسین

باب النجاة اهل سما و زمین تویی

تفسیر آیات و آمین دعا، حسین

از نسل گل و بهاری و باران و عشق

سرمشق آزاده گی و تولا ، حسین

آقا اجازه ! بگویم

یاحسین

دستهای توسالها سایه سار من و یتیم

کجاست نوازشگر سر یتیمان تو ...

سالها دل میشنود ندای من ینصرنی ترا

کو امید اجابت ، ز دلهای سیاه ما ، حسین

آقا اجازه !

من از غروب نهم تا ظهر روز بعد

ضجه می زنم از مرگ عاشقی

فریاد میزنم که :

وایم حسین عزیز دشت بی کسی

وای من و قصه عباس دلاورم

وای از غربت و اندوه زینبم

وای از مرگ سخا و وفا و روح نماز

وایم از اساس ظلم بر آل نبی

لعنت خدا بر اولی و ثانی و سومی

آقا جانم اجازه !

من در ظهر هر عاشورا می شنوم

صدای ضجه و ناله وبوی خیمه سوخته

من در ظهر هر عاشورا عطش دارم

به باران ، به طوفان به آبشاران

من در ظهر هر عاشورا می بینم

آسمان و زمین را

آغشته به یطهرکم تطهیرا

من در هر ظهر عاشورا می بینم

تربت حسین خونین است

و بالهای ملائک شکسته

آقا جانم اجازه !

من در هر ظهر عاشورا می بینم

در کربلا همه دلگرم به ابالفضلند

و او

د لش گرم است به حسین

آقا اجازه ! ببخش

در هنگامه نیاز شما ، ما جمله ناخوشیم

آقا اجازه ! 

با جدت علی و پدرت حسین

آنچه شد فرقی نمی کرد اگر ما بُدیم؟!

آقا اجازه !

" اگر پشت کند قلبتان به ما رواست "

در هجوم ددان و یزیدیان زمان همش ساکتیم

آقا امید اجابت کجا بریم که ما

خاران ره و خسان قیام تو

آقا اجازه !

 اگر دل زما کَنی رواست

 کاین هجری که می کشی همه از سیاهی روی ماست

آقا اجازه !

اگر از ما روی سوی دگر کنی رواست

کاین سایه ها که در گذرت بی صداست وجود ماست

آقا اجازه !

اگر دل شکسته ای

آقا اجازه ! 

اگر گوشه نشین مسجدی

آقا اجازه !

اگرخون به دلت کرده ایم

ببخش که سخت بیچاره ایم

آقا اجازه !

سرت سلامت ، ببخش به ما

ذره ای از عشق و وفای یاران کربلا

میدا

87/10/16

 

/ 5 نظر / 12 بازدید
سيد محسن

یه نام حضرت دوست یا حسین (ع) [گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه] در پناه حضرت دوست

حمید جمشیدی

ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه یا ارباب کشتی را برای ما نگهدر تا سوار شویم اشتباه کردم سوار شدیم ولی ارباب به جان مادرت ما را از آن اخراج نکن که غرق می شویم.

مولوی

سلام التماس دعا وقتی که ـ شقایقا ـ سرت را دیـدم سبـزینه ی سبز بـاوَرَت را دیـدم آمــد گلِ یاس بر رُخَش شبنــم ِغم چون جوشش خون ز حنجرت را دیدم [گل][گل][گل]

سید محسن

به نام حضرت دوست [گریه] پیکر شهدا بر روی زمین مانده و .... در پناه حضرت دوست

حمید جمشیدی

آهوان رفتند در خون به خدنگ رها دشت بي ياران وايم چو دوزخ بودا آهوي زخمي در دشت چگونه رهدا مانده او تنها تنها ز پا مي فتدا تير زهر آگين بر پا شده است و رها از دلش اما بنگر چه خون مي چكدا تيغ دشمن نوش بگذار هزاران شودا واي از آن خاري كز يار بر دل خلدا آهوي زخمي در دشت چگونه رهدا مانده او تنها تنها ز پا مي فتدا پاي رفتن نيست ديگر به كجا رودا كو سراي دوست كه او سر نهدا عشق و هجراني وايش چه ها مي كشدا بر لبش لبخند در دل چه خون مي خوردا آهوي زخمي در دشت چگونه رهدا مانده او تنها تنها ز پا مي فتدا چشمه بي آهو زين پس چه تشنه بودا دشت بي آهو وايم چه طوفان شودا آهوي زخمي در دشت چگونه رهدا مانده او تنها تنها ز پا مي فتدا یا غریب ابن غریب یا مظلوم یابن الزهرا(سلام الله علیها) فدای لب تشنه ات اربابم