کوچه در انتظار تو

 

 

دست تو باز می کند پنجره های بسته را

هم تو سلام می کنی، رهگذران خسته را

دوباره پاک کردم و به روی رف گذاشتم

آینه قدیمی غبار غم نشسته را

 

 

پنجره بی قرار تو، کوچه در انتظار تو

تا که کند نثار تو، لاله دسته دسته را

شب به سحر رسانده ام، دیده به ره نشانده ام

گوش به زنگ مانده ام، جمعه عهد بسته را

 

 

دل از همه گسسته ام، آینه ای شکسته ام

آه! شکسته تر مخواه، آینه شکسته را

 

یدالله گودرزی

/ 3 نظر / 13 بازدید
علی

چیه بابا گریه نداره. بنده خدا 70% گرفت و رفت. حالا مال مارکو و دیکارمو بمونه. الان و بچسب بغل یوروم جان گل مبگن و گل میشنفن.

گودرزی

سلام وممنون که شعرمرا دروبلاگ زیبایت گذاشتی.باآخرین کتابم درخدمتم.

مهدی

این شعر از سهیل محمودی است.